سلطان محمد مطربي سمرقندي
745
تذكرة الشعراء ( فارسي )
هركجا رنجى است در آفاق با ما همدم است * هركجا دردى است در طور وفا طومار ماست آنكه سيرى نيست او را از ستمكارى تويى * وان كه مىخواهد ز تو اين را دل افگار ماست تا به كفر زلف او ايمان خود كردم درست * « غيلكى » طوق وفايش حلقهء زنّار ماست * * * رباعى : دى تير غم تو بسكه بر جان مىريخت * بر ريش دلم نمك فراوان مىريخت از سينه به جاى آه آتش مىجَست * از ديده به جاى اشك پيكان مىريخت [ « 336 » ] غازى قلندر [ قرن دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] غازى قلندر ، از شعراى خوشگوى خراسان است . اشعار سنجيده و گفتار پسنديده دارد . جناب مولانا نظر متولّى گفت كه : غازى قلندر را در ولايت هرات ديدم ، بسيار ضخيم « 1 » الجثّه و توانا بود و به مهمّات قصّابى اشتغال داشت و همواره پوستى بر دوش كشيده و عصا سنينى در دست گرفته ، در كسوت قلندرى سلوك مىنمود و با قصّاب
--> ( 336 ) . غازى قلندر هروى از شاعران ايرانى سدهء دهم هجرى است كه به دليل كنارهگيرى از مردم و زندگى درويشانه و قلندرانه ، به غازى قلندر شهرت يافته است و از معاصران وحشى بافقى بوده و غزل مىسروده است و ديگر از زندگانى وى اطلاعى در دست نيست . در برخى از منابع او را غازى اصفهانى ناميدهاند : مجمع الخواص ، ص 194 - 195 ؛ شمع انجمن ، ص 342 ؛ رياض الجنهء زنوزى ، روضهء پنجم ، قسم دوم ، برگ 880 ؛ خلاصة الاشعار ، اصل دوم ، فصل اول ؛ آتشكدهء آذر ، ص 188 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 214 ( ش 1 ) ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 271 ؛ الذريعه ، 9 / 3 / 783 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 513 ، 585 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 663 . ( 1 ) . در اصل : ( زخيم ) .